محفل عشق و عاشقی چه
باصفا و بی آلایش است .... و این بار در اوج بی آلایشی، یادگار دیگری از روزهای
عشق و حماسه و گلی به جا مانده از قافله ی نسیم بهار ،
همكار بسیجی و جانباز
شادروان عباسعلی اسدی
پس از سال ها تحمل
رنج و مرارت ناشی از عوارض شیمیایی، در استقبال از بهار، تا حریم ملكوت اوج گرفت،
به یاد دوست پرپر شد، از قفس تن رهید و در عروجی شهادت گونه، به دیدار معبود
شتافت.
هم او كه در دوران
اشتغالش در مخابرات استان یزد به رغم تحمل بیماری و عوارض حضور ایثارگرانه اش در
دفاع مقدس، لحظه ای از خدمتگزاری و تلاش صادقانه بازنایستاد.
خدایا این نشانه ی
دفاع مقدس را در جوار قرب خود میهمان كن و ما را لیاقت آن ده تا در معبر دنیا ، با
توشه ای متبرك كه از شهدا و جانبازان برمی گیریم، از خاكریز نفس به سلامت عبور
كنیم و قدردان راه پرفروغ این ستارگان آسمانی باشیم.
یادش گرامی و روحش شاد

خداحافظ
همین حالا که من تنهام
خداحافظ
به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ
کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد
آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم
خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه
میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ
واسه اینکه نبندی دل به رویاهام
بدونی بی
تو و با تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ
خداحافظ…همین حالا…
خداحافظ همین حالا ...
ادامه مطلب
طبقه بندی: فرهنگی، اجتماعی،
برچسب ها: عباسعلی اسدی، عروجی دیگر،
