تبلیغات
بهار نو - مطالب ابر زری سلطان

بهار نو
 
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا


ساخت فلش مدیا پلیر
ابزار وب Online User

اشاره:

امشب فرصتی دست داد تا به دعوت دوستان عزیزم اقایان ابوالفضل سلیمی دربرزی و سید مجتبی قریشی با حضور در پلاتوی تالار هنر یزد به تماشای نمایش «زری سلطان» بنشینم.

این نمایش که برداشت آزاد به نویسندگی آقای کرامت یزدانی از بخشی از کتاب شازده حمام نوشته دکتر پاپلی یزدی است که با کارگردانی آقای جعفر دل دل و بازیگری آقای ابوالفضل  سلیمی دربرزی در نقش رسول، آقای عباس قدیریان در نقش عباس، خانم فاطمه مجیبیان در نقش سلطان، خانم طاهره هنزایی در نقش ملا نباتی، آقای سعید خبیری در نقش آدم، خانم فرشته سجادیه در نقش معصومه، خانم زهرا اسدی در نقش زری، خانم مائده ناصر بافقی در نقش شیوا، آقای سید مجتبی قریشی و آقای کرامت یزدانی در نقش پرسشگر از پنجم دی ماه 1396 به روی صحنه رفته است.

نمایش دلنشین زری سلطان، نماینده استان یزد در سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر،  برنده جایزه نخست نویسندگی، جایزه نخست کارگردانیة، جایزه نخست بازیگری مرد، جایزه نخست بازیگری زن، جایزه نخست طراحی بروشور، جایزه سوم بازیگری مرد، جایزه سوم بازیگری زن، جایزه طراحی گریم، جایزه موسیقی و بهعنوان تئاتر برتر جشنواره استانی سال 1396 انتخاب شده است.


یزد/ محمد امامی: نمایش «زری سلطان» گرچه بخشی از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی نویسنده کتاب «شازده حمام» آقای دکتر محمدحسین پاپلی یزدی است که به زبانی شیرین و دلنشین نوشته شده و بازگو کننده گوشه ای از اوضاع اجتماعی، زندگی روزانه و فرهنگ مردم شهر یزد در فاصله سال های 1330 تا 1340 خورشیدی است، اما بازی خوب و روان یکایک بازیگران و تصویرسازی خوب از فضای اجتماعی آن دوران، موسیقی جذاب این نمایش و طراحی ساده اما زیبا و مناسب آن فرصتی را فراهم می کند تا ذهن را از محدوده یک خاطره از یک خانه و محله ای در شهر یزد به افقی دورتر و بلندتر پرواز دهیم و همچون آئینه ای تصویر واقعی جامعه ایرانی خودمان را این بار در قالب نمایش در پیش روی خود ببینیم.

آری ! ماجرای زری سلطان ، قصه غصه های ماست اگر زری را به جای میهن مان و بیماری و غده او را مشکلات جامعه فرض کنیم، در خواهیم یافت هر یک از اقشار و جریان های فکری و اجتماعی ما چگونه با این مشکل روبرو شده ایم!

دل رنجدیده زری سلطان، چگونه در حالی که مشکل بیماری و غده و میهمان ناخوانده را تحمل می کند، رفتارهای متفاوت و از سر نا آگاهی و جهل اطرافیان خود را که یکی با خشونت و دیگری از سر دل رحمی و دیگری با پیشنهاد آغوشی بیگانه به قضاوت وضعیت ناشناخته زری سلطان نشسته اند را تاب می آورد؟

نمایش زری سلطان و رفتارهایی که با او می شود، آئینه رفتارهای نا آگاهانه ما با مام میهن و مشکلات آن است. بیش و پیش از آن که برای شناخت حقیقت مشکل گامی برداریم، هر یک به نوعی نسبت به آن قضاوت بدبینانه داریم و آن گاه با این شناخت نادرست، هر یک راه هایی را برای مقابله با آن بر می گزینیم. راه هایی که هیچیک برگرفته از شناخت و آگاهی نسبت به واقعیت نیست و چه بسا، زری سلطان (بخوانید میهن مان) را به کام مرگ می کشاند.

حکایت زری سلطان نمایش ما ؛ حکایت روزگار جاری ماست که هماره در حال تکرار است و ما را به اندیشه فرا می خواند. زری سلطان (میهن) ما به متخصصان حاذقی و هوشمندی نیاز دارد تا به جای آن که راه خطای دیگر اقشار ناآگاه را در مواجهه جاهلانه با بیماری و قضاوت و داوری نابجا و مرگ آور پیشه کند، با شناخت مشکل و بیماری، غده مهلک را با روش های مطمئن و عاقلانه و آگاهانه، از بدن بیمار زری سلطان(میهن) بیرون آورد تا بار دیگر زری سلطان بتواند سربلند و با عزت در برابر دیگران به عفت و پاکدامنی اش افتخار کند تا عاملان خشونت و قضاوت های نابجا و ناداوری ها و ترحم های بیجا در برابر زری سلطان از کرده خود پشیمان و زانوی ادب و تواضع و احترام بر زمین بزنند.

14 دی 1396





طبقه بندی: عمومی،  فرهنگی،  اجتماعی،  خاطره ها،  ارتباطات اجتماعی، 
برچسب ها: نمایش، زری سلطان، نقد،  

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 دی 1396 توسط محمد امامی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn