هرجا سخن از اعتماد است .......؟!
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 مهر 1390 توسط محمد امامی
اعتماد مردم بزرگترین سرمایه ای است که هر سازمان دارد و این سرمایه بی بدیل به تدریج در گذر زمان و به سختی و با تلاش صادقانه اعضای سازمان و البته حمایت نهادهای نظارتی و فعالیتهای روابط عمومی ها به دست می آید .
روزها و ماهها و سالها می گذرد تا اعتماد مردم نسبت به یک سازمان انباشته می شود و هنر مدیران و اعضای سازمان این است که در مسیر فعالیتها با اصل قراردادن صداقت و تلاش مردم مدارانه از اعتمادی که سازمان به تدریج به دست می آورد به خوبی حراست و حفاظت کنند و برای توسعه و گسترش آن بکوشند.
در صورتی که این روند وجود داشته باشد و همراه با عملکرد صادقانه، شعارهای مناسبی هم انتخاب و بر روی آن تبلیغ شود، می تواند آثار خوب و مثبتی بر حاصل کار داشته باشد و دستیابی سازمان را به اهداف خود تسهیل کرده و تسریع بخشد.
تطابق نداشتن عملکردها و شعارهای انتخاب شده نه تنها موجب گسترش اعتماد عمومی نمی شود بلکه میتواند به عنوان ضدتبلیغ محسوب شده و آثار منفی آن در افواه روزبهروز لطمات جبران ناپذیری را به سازمان وارد سازد.
لذا یکی از بزرگترین وظایف نهادهای روابط عمومی و نظارتی در سازمان، پاسداری از اعتماد عمومی به روشهای مختلف است تا این سرمایهی اجتماعی دستخوش آسیب و نابودی نشود.
این روزها با طرح موضوع اختلاس سی هزار میلیارد ریالی، افزون بر این که اعتماد مردم نسبت به نهادهای گوناگون عملیاتی و نظارتی و خدماتی و قضایی و اجرایی آسیب جدی دیده، سرمایه های اجتماعی بانک ملی وصادرات که طی سالیان و همراه با خدماتی شایان توجه و تبلیغاتی که در اثر تکرار شعار «هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران میدرخشد» ! به دست آمده بود، اینک همه این سرمایه ها به هدر رفته و این شعار که روزی عامل گسترش اعتماد عمومی میتوانست تلقی شود، اینک با فرار مدیرعامل بانک ملی و برکناری مدیرعامل بانک صادرات وجود انگشت اتهام بر روی بانک ملی و بانک صادرات و رواج لطیفههای پیامکی و افواهی (هرجا سخن از اختلاس است نام بانک ملی یا بانک صادرات ایران میدرخشد) به عاملی برای افشای این اتهام و از بین بردن سوابق مثبت بانک ملی و بانک صادرات تبدیل شده است. بحرانی که روابطعمومیها و نیز نهادهای نظارتی میتوانستند در پیشگیری از بروز آن نقشآفرین باشند و اینک باید با تدبیر و مدیریت بحران و صداقت و پرهیز از گرایش به دروغ، امواج این بیاعتمادی را مهار نمایند. کاری که اگرچه دشوار است و جبران ناپذیر، ولی شدنی است.
روزها و ماهها و سالها می گذرد تا اعتماد مردم نسبت به یک سازمان انباشته می شود و هنر مدیران و اعضای سازمان این است که در مسیر فعالیتها با اصل قراردادن صداقت و تلاش مردم مدارانه از اعتمادی که سازمان به تدریج به دست می آورد به خوبی حراست و حفاظت کنند و برای توسعه و گسترش آن بکوشند.
در صورتی که این روند وجود داشته باشد و همراه با عملکرد صادقانه، شعارهای مناسبی هم انتخاب و بر روی آن تبلیغ شود، می تواند آثار خوب و مثبتی بر حاصل کار داشته باشد و دستیابی سازمان را به اهداف خود تسهیل کرده و تسریع بخشد.
تطابق نداشتن عملکردها و شعارهای انتخاب شده نه تنها موجب گسترش اعتماد عمومی نمی شود بلکه میتواند به عنوان ضدتبلیغ محسوب شده و آثار منفی آن در افواه روزبهروز لطمات جبران ناپذیری را به سازمان وارد سازد.
لذا یکی از بزرگترین وظایف نهادهای روابط عمومی و نظارتی در سازمان، پاسداری از اعتماد عمومی به روشهای مختلف است تا این سرمایهی اجتماعی دستخوش آسیب و نابودی نشود.
این روزها با طرح موضوع اختلاس سی هزار میلیارد ریالی، افزون بر این که اعتماد مردم نسبت به نهادهای گوناگون عملیاتی و نظارتی و خدماتی و قضایی و اجرایی آسیب جدی دیده، سرمایه های اجتماعی بانک ملی وصادرات که طی سالیان و همراه با خدماتی شایان توجه و تبلیغاتی که در اثر تکرار شعار «هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی ایران میدرخشد» ! به دست آمده بود، اینک همه این سرمایه ها به هدر رفته و این شعار که روزی عامل گسترش اعتماد عمومی میتوانست تلقی شود، اینک با فرار مدیرعامل بانک ملی و برکناری مدیرعامل بانک صادرات وجود انگشت اتهام بر روی بانک ملی و بانک صادرات و رواج لطیفههای پیامکی و افواهی (هرجا سخن از اختلاس است نام بانک ملی یا بانک صادرات ایران میدرخشد) به عاملی برای افشای این اتهام و از بین بردن سوابق مثبت بانک ملی و بانک صادرات تبدیل شده است. بحرانی که روابطعمومیها و نیز نهادهای نظارتی میتوانستند در پیشگیری از بروز آن نقشآفرین باشند و اینک باید با تدبیر و مدیریت بحران و صداقت و پرهیز از گرایش به دروغ، امواج این بیاعتمادی را مهار نمایند. کاری که اگرچه دشوار است و جبران ناپذیر، ولی شدنی است.
طبقه بندی: فرهنگی، اجتماعی، ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: اعتماد، اعتماد عمومی، اعتماد ملی، صداقت، سرمایه اجتماعی، روابط عمومی، نهادهای نظارتی، مدیریت بحران،
برای همت و كار مضاعف چه باید كرد؟
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1389 توسط محمد امامی
محمد امامی: امسال از سوی مقام رهبری سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاری شده ، سال گذشته نیز سال «اصلاح الگوی مصرف» بود ، اگر خوب دقت كنیم درمی یابیم نامگذاری سال گذشته و امسال یك هدف را نشانه گرفته و آن «بهره وری» است.
اما به دنبال این نامگذاری، پرسش هایی ذهن دلسوزان كشور را به خود مشغول ساخته است:
• آیا مسئولان و دست اندركاران در این خصوص به مطرح كردن شعار وتبلیغات و چاپ پوستر و برگزاری مراسم و همایش بسنده خواهند كرد یا با تدبیر و برنامه ریزی و اقدام عملی شاخص های همت و كار مضاعف و در مجموع «شاخص بهره وری» را افزایش خواهند داد؟
• آیا وزارتخانه ها و سازمان ها و موسسات و نهادها تا اواخر سال منتظر اقدامات دولت و دیگران خواهند ماند و یا در راستای این نامگذاری و شعار، به سیاستگذاری و اقدامات عملی مفید، كارآ و اثربخش روی خواهند آورد؟
• آیا دست اندركاران صرفا به كارهای تبلیغی و صوری و زودبازده خواهند پرداخت و یا برای كارهای اساسی و فرهنگی كه معمولا دیربازده هستند هم حداقل فكری خواهند كرد؟
• آیا رسانه ملی همت و كار مضاعف را صرفا در افزایش كمی شبكه ها و برنامه ها و فیلم ها و سریال های صرفا سرگرم كننده تعریف خواهد كرد و یا تاملی و تدبری و تغییری هم در محتوای برنامه ها و فیلم ها و سریال ها صورت خواهد گرفت؟
• ... و آیا مردم نیز عزم و همت خود را جزم نموده و كاری مضاعف خواهند داشت یا مخاطب نامگذاری و شعار سال را صرفا مسئولان دانسته و همچون گذشته به روند عادی كار و زندگی خود ادامه خواهند داد؟
به هر حال به نظر می رسد دستیابی به اهداف این نامگذاری، مستلزم ایجاد عزم و همتی ملی است و این عزم و همت، جز با همدلی اقشار مختلف مردم، میسر و عملی نیست. لذا بر افراد، جریان ها، شخصیت ها، مسئولان، دستگاه های اجرایی و خدمت رسان، نهادها و رسانه ها به ویژه رسانه ملی است كه در اندیشه و گفتار و رفتار، همدلی را در جامعه گسترش دهند و از آنچه توسعه همدلی را خدشه دار می سازد پرهیز نمایند.
برای این منظور شناخت، درك و آگاهی از احساسات، عواطف، نیازها، انتظارات و خواسته های واقعی مردم و پاسخگویی صادقانه و عملی و به موقع به این نیازها، پیش نیاز ایجاد فضای همدلی در جامعه است، فضایی مملو از اعتماد و اطمینان و آرامش كه ما را برای همتی مضاعف و كاری مضاعف مهیا می كند. فضایی كه مسئولان و مردم فهیم ما با آن بیگانه نیستند و نمونه بارز و ایثارگرانه این همدلی ملی را می توان در سال های دشوار هشت سال دفاع مقدس جستجو و مشاهده كرد.
برای دستیابی به چنین فضایی، هیچ فرد و سازمانی نباید منتظر اقدامات دیگران بماند و كافی است مكانیزم های مناسبی برای آگاهی و شناخت از خواست ها و انتظارات واقعی مردم و پاسخ گویی شایسته و عملی و به موقع به آن نیازها را تدوین، طراحی، اجرا و ارزیابی كند. مسیری كه در آن بی تردید روابط عمومی ها نقشی حساس و تعیین كننده دارند.
پس برای مضاعف ساختن همت و كار، سخت به تدبیر و برنامه ریزی، توسعه اعتماد عمومی، آرامش اجتماعی و همدلی ملی نیازمندیم.
اما به دنبال این نامگذاری، پرسش هایی ذهن دلسوزان كشور را به خود مشغول ساخته است:
• آیا مسئولان و دست اندركاران در این خصوص به مطرح كردن شعار وتبلیغات و چاپ پوستر و برگزاری مراسم و همایش بسنده خواهند كرد یا با تدبیر و برنامه ریزی و اقدام عملی شاخص های همت و كار مضاعف و در مجموع «شاخص بهره وری» را افزایش خواهند داد؟
• آیا وزارتخانه ها و سازمان ها و موسسات و نهادها تا اواخر سال منتظر اقدامات دولت و دیگران خواهند ماند و یا در راستای این نامگذاری و شعار، به سیاستگذاری و اقدامات عملی مفید، كارآ و اثربخش روی خواهند آورد؟
• آیا دست اندركاران صرفا به كارهای تبلیغی و صوری و زودبازده خواهند پرداخت و یا برای كارهای اساسی و فرهنگی كه معمولا دیربازده هستند هم حداقل فكری خواهند كرد؟
• آیا رسانه ملی همت و كار مضاعف را صرفا در افزایش كمی شبكه ها و برنامه ها و فیلم ها و سریال های صرفا سرگرم كننده تعریف خواهد كرد و یا تاملی و تدبری و تغییری هم در محتوای برنامه ها و فیلم ها و سریال ها صورت خواهد گرفت؟
• ... و آیا مردم نیز عزم و همت خود را جزم نموده و كاری مضاعف خواهند داشت یا مخاطب نامگذاری و شعار سال را صرفا مسئولان دانسته و همچون گذشته به روند عادی كار و زندگی خود ادامه خواهند داد؟
به هر حال به نظر می رسد دستیابی به اهداف این نامگذاری، مستلزم ایجاد عزم و همتی ملی است و این عزم و همت، جز با همدلی اقشار مختلف مردم، میسر و عملی نیست. لذا بر افراد، جریان ها، شخصیت ها، مسئولان، دستگاه های اجرایی و خدمت رسان، نهادها و رسانه ها به ویژه رسانه ملی است كه در اندیشه و گفتار و رفتار، همدلی را در جامعه گسترش دهند و از آنچه توسعه همدلی را خدشه دار می سازد پرهیز نمایند.
برای این منظور شناخت، درك و آگاهی از احساسات، عواطف، نیازها، انتظارات و خواسته های واقعی مردم و پاسخگویی صادقانه و عملی و به موقع به این نیازها، پیش نیاز ایجاد فضای همدلی در جامعه است، فضایی مملو از اعتماد و اطمینان و آرامش كه ما را برای همتی مضاعف و كاری مضاعف مهیا می كند. فضایی كه مسئولان و مردم فهیم ما با آن بیگانه نیستند و نمونه بارز و ایثارگرانه این همدلی ملی را می توان در سال های دشوار هشت سال دفاع مقدس جستجو و مشاهده كرد.
برای دستیابی به چنین فضایی، هیچ فرد و سازمانی نباید منتظر اقدامات دیگران بماند و كافی است مكانیزم های مناسبی برای آگاهی و شناخت از خواست ها و انتظارات واقعی مردم و پاسخ گویی شایسته و عملی و به موقع به آن نیازها را تدوین، طراحی، اجرا و ارزیابی كند. مسیری كه در آن بی تردید روابط عمومی ها نقشی حساس و تعیین كننده دارند.
پس برای مضاعف ساختن همت و كار، سخت به تدبیر و برنامه ریزی، توسعه اعتماد عمومی، آرامش اجتماعی و همدلی ملی نیازمندیم.
طبقه بندی: فرهنگی، اجتماعی، ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: همت مضاعف، كار مضاعف، بهره وری، همدلی، مردم، اعتماد عمومی، تدبیر، برنامه ریزی، آرامش اجتماعی، روابط عمومی،
تبلیغات
