
غلامعلی رجایی: برای معترضان و مخالفان خویش حق اعتراض، انتقاد و مخالفت قایل بود و از در مدارا با مخالفان خویش وارد میشد. بارها دیده شد، شئون رسمی و حتی شخصی و شخصیتی او از سوی برخی معترضان به روند امور به بدترین وجهی، چنان نادیده گرفته میشد که حتی اطرافیانش از تحمل دیدن آن عاجز میماندند و در صدد مقابله یا معترض و اهانت کننده به او که عالی ترین مقام اجرایی کشور پس از امام بود، برمیآمدند؛ اما وی با لبخندی معنیدار و گاه با جدیتی خاص، از آنها میخواست از خود هیچ واکنشی نشان ندهند و با او مانند وی در نهایت مدارا رفتار کنند.....
- برچسب ها: رجایی، شهید رجایی، ابوترابی، محمد علی رجایی،
حال و هوای ماه مبارك رمضان نیز از این ایام و شرایط زمانی خاص است كه دل و جان را صفا می دهد و مهیای پذیرش انوار و الطاف الهی می كند. به شرط آن كه بنده قدر داند و بهره جوید.
در این حال و هوای رمضانی كه گویا با امكان سوختن گناهان و در غل و زنجیر بودن شیاطین، انسان حال و هوای دیگری در سر می یابد، یكی از چیزهایی كه به روح انسان جلا می دهد، مروری بر مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری است.
خدای توفیق دهد با شستشوی دل و جان از رذایل، خانه ی دلمان را مهیای حضور فضایل و حضور در این میهمانی الهی كنیم.
حیفم آمد به همین مناسبت و در این ضیافت الله، شما را به منتخبی از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری میهمان نكنم. پس بخوانید و لذت ببرید:
پستان دنیا مکیدیم و عاقبت شربت مرگ چشیدیم و از زندگانی دنیا وفا ندیدیم، تا خبر شدیم و خود را دیدیم ، جان بر باد فنا بردادیم و بر خاک عنا افتادیم، اینک رخساره به خاک آمیخته و دندان ما ریخته و زبان ما فرابسته و دهان ما در هم شکسته، تمام اعضا زخم خورده و مرغ روح ما پریده و سبزه از خاک ما دمیده ، ما در خاک تیره ، شما بر خاک خیره.
از مردمک دیده بباید آموخت/ دیدن همه کس را و ندیدن خود را
یارب مکن از لطف پریشان ما را/ هر چند که هست جُرم و عصیان ما را
ذات تو غنی و ما همه محتاجیم/ محتاج به غیر خود مگردان مارا
یارب به مُحمد و علی و زهرا/ یارب به حسین و حسن و این آل عبا
کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا/ بی منت خلق یا علی اعلی
یارب ز کرم دری برویم بگشا/ راهی که در او نجات باشد به نما
مستغنی ام از هر دو جهان کن بگرم/ جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما
باز آ ، باز آ هر آنچه هستی باز آ / گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست/ صد بار اگر تو به شکستی باز آ
گر از پی شهوت و هوا خواهی رفت/ از من خبرت که بینوا خواهی رفت
بنگر چه کسی و از کجا آمده ای/ می دان كه چه میکنی کجا خواهی رفت
هر کس که همیشه بر مراد دل رفت/ از خانهء عمر خویش بیحاصل رفت
وانکس که برای نفس بر گشت زحق/ سر گشته و حیران شد و بر باطل رفت
در عشق تو خوشدلی زمن بیزار است/ روشاد نشین که بر مرادت کار است
تو کشتن من میطلبی این سهل است/ من وصل تو میجویم این دشوار است
یارب چه شود اگر مرا گیری دست/ کز بار گنه شد تن مسکینم پست
گر در علمم آنچه تو را شاید نیست/ اندر کرمت آنچه مرا باید هست
چشمی دارم همه پر از صورت دوست/ با دیده مرا خوشست تا دوست در اوست
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست/ یا دوست به جای دیده نادیده خود اوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست/ تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اچزای وجودم همگی دوست گرفت/ نامیست زمن بر من و باقی همه اوست
یارب بنما مرا رهی سوی نجات/ محتاج تو ام چه در حیات و چه در ممات
از جُرم و گناه من سراسر بگذر/ شرمنده مکن مرا به روز عرصات
ما را سر سودای کسی دیگر نیست/ در عشق تو پروای کسی دیگر نیست
جُز تو دگری جای نگیرد در دل/ دل جای تو شد جای کسی دیگر نیست
یار آمد و گفت خسته میدار دلت/ دایم به امید بسته میدار دلت
ما را بشکستگان نظرها باشد/ ما را خواهی شکسته میدار دلت
گر درد دهد به ما و گر راحت دوست/ از دوست هر آنچه آید نیکوست
ما را نبود نظر به نیکی و بدی/ مقصود رضا و خشنودی اوست
آزار و جفا و حیله ها خوی تو است/ عاشق کشتن رسم سر کوی تو است
هر روز جفا کنی و عذر آغازی/ عذر تو عذار عنبرین بوی تو است
ای در تو عیانها و نهانا همه هیچ/ پندار و یقینها و گمانها همه هیچ
از ذات تو مطلقا نشان نتوان داد/ کانجا که تویی بود نشانها هه هیچ
صد سال در آتشم اگر مهل بود/ ان آتش سوزنده مرا سهل بود
با مردم نا اهل مبادا صحبت/ کز مرگ بتر صحبت نا اهل بود
شب خیز که عاشقان شب راز کنند/ گرد در بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب در بندند/ الا در دوست را که شب باز کنند
از ذات تو بر کل ممالک شده فرد/ سر بر خط فرمان تو دارد زن و مرد
گر جملهء کاینات کافر گردند/ بر دامن کبریات ننشیند گرد
در باغ روم کوی تو ام یاد آید/ بر گل نگرم روی تو ام یاد آید
در سایه سرو اگر دمی بنشینم/ سرو قد دلجوی تو ام یا دآید
یک قوم در اختیار خود بی خبرند/ یک قوم در اختیار حق بی خطرند
بگذشته ز راه هر دو قومی دگرند / کز خود نه به خویشتن همی در گذرند
هر درد که زین دلم قدم بر گیرد/ دردی دگرش بجای در بر گیرد
زان با هر درد صحبت از سر گیرد/ کآتش چو به سوخته رسد در گیرد
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد/ احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی/ یک شکر تو را هزار نتوانم کرد
دانی که ترا عشق چه می فرماید/ گر نفس و هوا را بکشی میشاید
در بند هوای نفس اماره مباش/ تا بر تو در صفای دین بگشاید
آنکس که به بندگی قرارش باشد/ با نیک و بد خلق چه کارش باشد
گر بنده ای اختیار در بانی کن/ آن خواجه بود که اختیارش باشد
یارب به دلم غیر خودت جا مگذار/ در دیدهء من گرد تمنا مگذار
گفتم گفتم زمن نمی آید هیچ/ رحمی رحمی مرا به من وا مگذار
در بادیهء وصال آن شُره نگار/ جانبازانند عاشقان رخ یار
مانندهء منصور اناالحق گویان/ در هر کنجی هزار سر بر سردار
یارب به دو نور دیده پیغمبر/ یعنی به دو شمع دودمان حیدر
برحال من از عین عناین بنگر/ دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر
ای فضل تو دستگیر من دستم گیر/ سیر آمده ام زخویشتن دستم گیر
تا چند کنم توبه و تا کی شکنم/ ای توبه ده و توبه شکن دستم گیر
در بارگه جلالت ای عذر پذیر/ دریاب که من آمده ام زار و حقیر
ای از تو همه رحمت و از من نقصیر/ من هیچ نیم همه تویی دستم گیر
ای زاهد خود بین که نه ای محرم راز/ چندین به نماز و روزه خویش مناز
کارت زنیاز می گشاید نه نماز/ بازیچه بود نماز بی صدق و نیاز
بازی بودم پریده از عالم راز/ باشد که بری ز شیب صیدی بفراز
اینجا چو کسی نیافتم محرم راز/ زآن در که در آمد برون رفتم باز
ای جملهی بیکسان عالم را کس/ یک جو کرمت تمام عالم را بس
من بیکسم و کسی ندارم جز تو/ یارب به فریاد من بی کس رس
اندر صف دوستان ما باش و مترس/ خاک در آستان ما باش و مترس
گر جمله جهان قصد به جان تو کنند/ فارغ دل شو و زآن ما باش و مترس
ای واقف اسرار ضمیر همه کس/ در حالت عجز دستگیر همه کس
یارب تو مرا توبه ده و عذر پذیر/ ای توبه ده و عذر پذیر همه کس
دارم گنهان ز قطرهء بارا ن بیش/ از شرم گنه فکنده ام سر در پیش
آواز آمد که غم مخور ای بنده/ تو در خور خود کنی و ما در خور خویش
یارب به کریمی کریمانم بخش/ بر آب دودهء یتیمانم بخش
صد بار به لطف و کرمت بخشیدی/ این بار به سلطان خراسانم بخش
هر دل که طواف کرد گرد در عشق/ هم خسته شود در آخر از خنجر عشق
اینک نکته نوشته ایم بر دفتر عشق/ سر دوست ندارد آنکه دارد سر عشق
گر فضل کنی ندارم از عالم باک/ ور عدل کنی شوم به یک بار هلاک
روزی صدبار گویم ای خالق پاک/ مشتی خاک چه آید از مشتی خاک
- برچسب ها: مناجات نامه، خواجه عبدالله انصاری، شعر، الهی، رباعی،
- برچسب ها: دلیل راه، سید حسن خمینی، رمضان،
- دنبالک ها: پایگاه اطلاع رسانی جماران ،
خلاصه:همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داریم. گاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا یکی از آنها را ببینیم. شما نمیتوانید همیشه از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناخت این افراد و چگونگی برخورد با آنها به شما کمک خواهد کرد تا ارتباطات بهتری داشته باشید. این مقاله روشهایی را برای شناخت و برقراری ارتباط با افراد دشوار بیان می کند. اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیم. شاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. (دنباله مقاله را در ادامه مطلب بخوانید)
- برچسب ها: هنر رفتار با افراد دشوار، مدیریت، موقعیتهای دشوار، روش برخورد، ارتباط،
فهرست مطالب ماهنامه روابط عمومیشماره 72- تیر و خرداد 89
- سرمقاله
- ضرورت ها و آموزش روابط عمومی
- اخبار انجمن
- مقالات
- آگهی تبلیغاتی و از خود بیگانگی انسان ها
- سواد رسانه ای؛ ساز و کار مقاومت در برابر تهاجم رسانه ها
- تاثیر پیامکها در فرآیند تعامل با مشتریان
- ابزارهای هنری در روابط عمومی
- گزارش
- برچسب ها: روابط عمومی، ماهنامه روابط عمومی، انجمن روابط عمومی،
- دنبالک ها: انجمن روابط عمومی ،
:: دانلود بصورت غیر مستقیم

- برچسب ها: دعا، دعای روزهای ماه مبارك رمضان، دانلود، دانلود دعا، دانلود ربنا، شجریان،
حضور و وجود « روابط عمومی » در حیات
اجتماعی ما بیانگر نیاز جامعه به نهادی برای تنظیم تعامل سازمانها با مردم و ارائه
ی خدمات خاصی به آنان است.
اعتبار و بقای « روابط عمومی » به نوع تصمیم ها و چگونگی اقدامات برای
تامین نیازهای مردم و سازمانها بستگی دارد و چنانچه این خدمات و فعالیتها، هم به
لحاظ كمٌی و هم كیفی از سوی جامعه مورد پذیرش واقع نشود، ناخشنودی عمومی ، مجالی
برای حفظ اعتبار و بقای « روابط عمومی » نخواهد
گذاشت.
اما یكی از اساسی ترین پیش
نیازها برای توفیق جامعه ی روابط عمومی در اجتماع ما ، یكپارچگی از درون است. برای
تحقق این مهم لازم است بزرگان، استادان و مسئولان نهادهای مختلف روابط عمومی در
كشور، از جزءنگری و شیفتگی صرف نسبت به اهداف و روشهای سازمان، انجمن، گروه یا
نهاد خود دست بردارند و اهداف ملی روابط عمومی را به عنوان راهنمای خود در
تلاشهایشان فراراه قرار دهند.
بدون تردید جامعه ی روابط
عمومی كشور نمی تواند سربلندی و اعتبار خود را حفظ كند در حالی كه مسئولان و
بزرگان انجمنها و نهادهای روابط عمومی، هركدام به دنبال اهداف بخشی و گروهی و
منافع خود بوده و منافع و اهداف ملی روابط عمومی را مد نظر نداشته باشند.
از این رو باید بین سازمانها ،
انجمنها و نهادهای روابط عمومی و اهدافشان با اهداف ملی روابط عمومی
پیوند زده شود و آن اهداف، سرلوحه ی فعالیت هر نهاد قرار گیرد.
گروههای مختلف روابط عمومی ،
چنانچه به منافع و اهداف عمومی و كلان و ملی روابط عمومی حرمت ننهند، ناتوانی در
ایفای مسئولیتهای عظیم، بیشتر شدن شكاف سازمانها با مخاطبان، پراكنده شدن توانایی
هایی كه می تواند با هم افزایی، گره های پیچیده ای را باز كند و مهم تر از همه،
نارضایتی عمومی ، سازمانهای جامعه را در بر خواهد گرفت و اگر با اندكی دوراندیشی
به قضیه توجه نكنند، این مشكلات آخرالامر گریبان خودشان را نیز خواهد گرفت.
لذا چون سازمانها و نهادها و
انجمنهای روابط عمومی می توانند تاثیر عمده ای بر حركت روابط عمومی كشور داشته
باشند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه ای باشد كه در اثر آن زیانی به
اهداف ملی روابط عمومی و اعتبار جایگاه روابط عمومی وارد نشود و در صورت زیان،
نهاد و یا انجمن مربوطه ملزم به جبران آن
باشد.
تا زمانی كه در گروهها و
نهادهای مختلف روابط عمومی ، مسئولیت اجتماعی وجود نداشته باشد، هیچگونه پاسخگویی
از سوی آن نهاد در برابر جامعه ی روابط عمومی و اجتماع وجود ندارد و در یك كلام، « مسئولیت اجتماعی » ، پیش فرض « پاسخگویی اجتماعی » است، یعنی مسئولان نهادهای روابط
عمومی ، ابتدا باید مسئولیت اجتماعی خویش را بشناسند، سپس در جهت آن اقدام كنند.
مسئولیت اجتماعی ، با مورد
توجه قرار دادن ضوابط اخلاقی و تمركز روی اهداف و نتایج، عملی می شود. لیكن پاسخگویی
اجتماعی، بدون توجه به برنامه های عملی و تمركز بر ابزار و وسایل محقق نخواهد شد.
این دورهها با هدف ارتقا سطح کیفی فعالیتهای روابط عمومی در سازمانها و موسسات دولتی و غیر دولتی برگزار شد.
واقعیت این است که با گسترش و توسعه روزافزون فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی، نیاز سازمانها و دستگاههای دولتی و غیردولتی به استفاده از این فناوریها نیز افزایش یافته است. مدیریت این ابزارها برای انجام ماموریتهای روابط عمومی بی شک تجربههای جدیدتری را می طلبد این در حالی است که باید اذعان کرد سطح معلومات و مهارتهای کارکنان و کارشناسان شاغل در بخشهای مختلف روابط عمومی به موازات این تحولات ارتقاء نیافته است.
مرکز آموزش و پژوهش همشهری با چنین دریافتی از موضوع، کارگاه آموزشی" چشم اندازهای نوین در مدیریت روابط عمومی " را برای مدیران و کارشناسان شاغل در واحدهای روابط عمومی برگزار کرد.
این کارگاه با حضور استادان ارتباطات، روزنامهنگاری و روابط عمومی شامل: دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر داوود زارعیان، دکتر احمد یحیایی ایلهای، دکتر یونس شکرخواه، دکتر حمید ضیایی پرور و دکتر علی اصغر محکی برگزار شد.
فایل های Word و Power Point مباحث مطرح شده از سوی هر یک از استادان در ادامه از نظرتان میگذرد.


آفتاب: فاطمه طباطبایی مادر سید حسن با نگارش نامهای به فرزندش، ضمن تقدیر و سپاس از همه بزرگانی که از سید حسن خمینی پشتیبانی کردند، مینویسد:
تلاش کن همواره در راه راست، ثابت قدم بمانی و حقیقت را فدای مصلحت نکنی؛
زیرا که هیچ مصلحتی با حق و حقیقت همسنگ نیست.
متن نامه خانم فاطمه طباطبایی بدین شرح است:
- برچسب ها: نامه فاطمه طباطبایی، سید حسن خمینی، امام راحل (ره)،

چقدر مرد شدن زمان می برد !
انتظار با عمل ؛ آرمانی است که اشک دلتنگ را پاکی راه ظهور می کند.
ضمن تبریک میلاد بزرگ دادورز دادگستر حضرت بقیت الله الاعظم (عج) ترجمه زیارت آل یاسین را به صورت نظم به منتظران آن حضرت تقدیم می کنم.(شاعرش را نمی شناسم)
سلامٌ علی آل یاسین، سلامم تو را به دعوتگرِ حق، معلَّم نشان خدا
سلامم به تو درگه و حاكم دین حق به تو جانشین خدایم، به یاری محقَّق
سلامم به نیكی تو را باشد ای حجت الله كه هستی نشانگر به اذنش به حكم الاه
سلامم به قاری به معنی، كتاب خدا به روز و به شب دائماً این سلامم تو را
سلامم به تو از خدا باقیِ بر زمین به عهد خدایی كه بست و بشد محكمین
سلامم تو را وعدهای كو ضمانت شده سلامم تو را پرچمی كو به قامت شده
تویی دانش جاری، تو رحمت تویی دادرس تو پیمان صادق تو باشی به حق نِی عبث
سلامم به تو آن زمانی كه بر پا خاستی به آن گه كه بر پا نشستن همی خواستی
سلامم كه خوانی كتابت بیانش كنی سلامم نمازت كه خوانی قنوتش كنی
سلامم زمان ركوعت تو را سجدهات به تكبیر و تهلیلت از من تو را رهروَت
سلامم ستایشگریّت به اَستَغفرت سلامم به تو صبحگاهان سلامم به شامت
سلامم به شب درلباسی كه پوشانده است سلامم به روز آن زمانی كه پیدا شدهست
سلامم تو را ای امامی كه امن خدایی سلامم تو را اولین حاجت كبریایی
سلامم به تو با تمامیّ تسلیمها تو شاهد به من بر شهادت به پیغامها
كه مربوب ربّم كه خالق وَ تنها خداست محمد رسولش، حبیبش به عبدی رواست
گواهم حسن حجتش، بر حسینِ علی به چارُم به حجت علی بنِ ابن علی
زبانم محمد علی را تو حجت بدان تو جعفر محمد به پاكی تو حجت بخوان
و موسی بن جعفر همان خوانده بود كه بعدش علی الرضا حجتش مانده بود
محمد علی و علی بن او حجتند كه حجت، حسن دومین، بعد اویش نهند
شهادت دهم كان تویی حجت الله همه اول آخر، به رجعت حقیقت، به گاه
به روزی كه نفعی ندارد به ایمانِ دل نبُد بهرش ایمان و احسانِ پیشین خجل
شهادت دهم بر حقانیّت مرگ و موت به ناكر، نكیر و به روزی كه فریاد و صوت
به اینش كه حق است عدالت به میزان رسید به خاطر به دل نقشی از واقعه شد كشید
شهادت دهم با وجودم به حق بودنش خدایم بصیر است و حق جنّت و دوزخش
به وعدِ بهشت به حقّت شهادت دهم به دوری كه خواندی زِ آتش به حق سر نهم
چد بد طالعی منتظر، سوی طغیانگرت سعادت همایی به بالین فرمانبرت
بمانم به به عشقت به آنچ از تو بردم گواه به دوریّ از دشمنت، دشمن رو سیاه
كه بر حق همانها كز آنان رضایت به دل فرو بردهی خشم تو باطلان را به گِل
فضائل بود آنچه را بر بیان خواندیَش و منكر همانها كه از مكتبت راندیَش
و اینك دلم باشدش مؤمن كوی دوست نگارم، قرارم، و یكتا خدایم هموست
دلم با رسول است و حبّ ولیّ به تو عصمت و عترت و اهل بیت علی
تو را یاورم با همه پیكرم این چنین تویی حاجتم نزد پروردگار همه عالمین
===============================================

دانلود دعای فرج ( اینجا )
کلیپ زیارت آل یاسین ( اینجا)
دانلود زیارت آل یاسین ( اینجا )
دانلود کتاب الکترونیک شرح زیارت آل یاسین – نسخه پی دی اف – ۷۳۹ کیلوبایت
دانلود کتاب الکترونیک شرح زیارت آل یاسین – نسخه فشرده شده (زیپ) – ۵۷۰ کیلوبایت
متن سوره یاسین همراه با ترجمه فارسی (اینجا)دانلود سوره یاسین با صدای مرحوم عبدالباسط (اینجا)
متن زیارت آل یاسین همراه با ترجمه در ادامه مطلب
- برچسب ها: زیارت آل یاسین، ترجمه منظوم زیارت آل یاسین، شعر،

