تبلیغات
بهار نو
بهار نو
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا
چشم‌اندازهای نوین در مدیریت روابط عمومی
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد 1389 توسط محمد امامی
مرکز آموزش و پژوهش همشهری روزهای 9و 10 تیرماه کارگاه آموزشی چشم‌اندازهای نوین در مدیریت روابط عمومی را برگزار کرد.

این دوره‌ها با هدف ارتقا سطح کیفی فعالیت‌های روابط عمومی در سازمان‌ها و موسسات دولتی و غیر دولتی برگزار شد.

واقعیت این است که با گسترش و توسعه روزافزون فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی، نیاز سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی به استفاده از این فناوری‌ها نیز افزایش یافته است. مدیریت این ابزارها برای انجام ماموریت‌های روابط عمومی بی شک تجربه‌های جدیدتری را می طلبد این در حالی است که باید اذعان کرد سطح معلومات و مهارت‌های کارکنان و کارشناسان شاغل در بخش‌های مختلف روابط عمومی به موازات این تحولات ارتقاء نیافته است.

مرکز آموزش و پژوهش همشهری با چنین دریافتی از موضوع، کارگاه آموزشی" چشم اندازهای نوین در مدیریت روابط عمومی " را برای مدیران و کارشناسان شاغل در واحد‌های روابط عمومی  برگزار کرد.

این کارگاه با حضور استادان  ارتباطات، روزنامه‌نگاری و روابط عمومی شامل: دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر داوود زارعیان، دکتر احمد یحیایی ایله‌ای، دکتر یونس شکرخواه، دکتر حمید ضیایی پرور و دکتر علی اصغر محکی برگزار شد.

فایل های Word و Power Point مباحث مطرح شده از سوی هر یک از استادان در ادامه از نظرتان می‌گذرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: فرهنگی، ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: روابط عمومی، اندیشه های نوین روابط عمومی، مدیریت روابط عمومی، تبلیغات، شایستگ های مدیران روابط عمومی، راهبردهای رسانه ای، روابط عمومی الكترونیك، erp، تعامل با رسانه ها، دكتر شهیندخت خوارزمی، دكتر زارعیان، دكتر یحیایی ایله ای، دكتر شكرخواه، دكتر ضیایی پرور، دكتر علی اصغر محكی،
همدلی؛ اساس ارتباطات موثر
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد 1389 توسط محمد امامی

داستان آموزنده زیر رو بخونین؛ بعد به این فکر کنین که آیا یه کارشناس روابط عمومی می تونه با مردم اینجوری همدلی کنه؟ فراموش نکنیم که «همدلی» یکی از موثرترین راههای ایفای وظایف روابط عمومی است. اصلا اصل و اساس ارتباطات موفق و اثربخش بر همدلیه. در همدلی شما دنیا را فقط از زاویه دید خود نمی نگرید و سعی می کنید از زاویه دیددیگران هم مسائل را بکاوید و بعد به مرحله قضاوت برسید..

« .... همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ روزنامه رو به کناری انداخته و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم "آوا" بنظر وحشت زده می آمد.  چشمهایش پر اشک شده بود
ظرفی پر از "شیربرنج" در مقابلش قرار داشت!
آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟
فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد
بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟...دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟
نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.
و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو سرکشید.
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم! وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد
همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم و از ته بتراشم. همین یکشنبه تقاضای او همین بود.
همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه
گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم ،خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟
 از او خواهش بسیار کردم.

 آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود
آوا در حالیکه اشک می ریخت گفت: شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش
مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟
نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره
آوا، آرزوی تو برآورده میشه
فردا آوا با سر تراشیده شده، صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم
در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من هم بیام
چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه!خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه .اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته او نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده
نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن
آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه
آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین
سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن
به این مسئله فکر کن... »


منتظر تحلیل های دوستان از نگاه روابط عمومی هستیم...


طبقه بندی: اجتماعی، ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: همدلی، ارتباطات موثر، روابط عمومی، داستان، ارتباطات موفق، وظیفه روابط عمومی،
نامه عروس امام راحل (ره) به فرزندش سید حسن خمینی
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 مرداد 1389 توسط محمد امامی
http://www.parsine.com/files/fa/news/1389/3/16/16564_589.jpg
فاطمه طباطبایی
آفتاب: فاطمه طباطبایی مادر سید حسن با نگارش نامه‌ای به فرزندش، ضمن تقدیر و سپاس از همه بزرگانی که از سید حسن خمینی پشتیبانی کردند، می‌نویسد:

 تلاش کن همواره در راه راست، ثابت قدم بمانی و حقیقت را فدای مصلحت نکنی؛
 زیرا که هیچ مصلحتی با حق و حقیقت هم‌سنگ نیست.

متن نامه خانم فاطمه طباطبایی بدین شرح است:

ادامه مطلب
طبقه بندی: فرهنگی، سیاسی،
برچسب ها: نامه فاطمه طباطبایی، سید حسن خمینی، امام راحل (ره)،
"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 مرداد 1389 توسط محمد امامی
نامه بدون نقطه یك رعیت در زمان ناصرالدین شاهنوشته ای كه در ادامه ی مطلب  از نظر خواننده گرامی می گذرد نامه ای است كه مرحوم میرزا محمد الویری به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمی داشته كه پس از بسمه تعالی، شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید.
انگیزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگی معیشت بوده است.
این نامه در زمان ناصرالدین شاه بوده.


ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخی، شعر و ادب و طنز،
برچسب ها: نامه، بدون نقطه، شاهكار ادبی،
شعری از حافظ
ارسال در تاریخ شنبه 9 مرداد 1389 توسط محمد امامی
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
===================
خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی
=====================
دانلود نرم افزار دیوان حافظ شیرازی
 دارای محیط زیبا , قابلیت جستجو , حركت صفحه به صفحه در اشعار , قابل اجرا بر روی ویندوز اكس پی و حجم فایل بسیار کم می باشد. امید است مورد پسند علاقه مندان قرار گیرد.




طبقه بندی: شعر و ادب و طنز،
برچسب ها: شعر، حافظ، رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند، خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی،
دنبالک ها: خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی، دیوان حافظ،
ترجمه زیارت آل یس به نظم
ارسال در تاریخ دوشنبه 4 مرداد 1389 توسط محمد امامی
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/3568w84_mahdi_.jpg
1177 سال است مردی منتظر 313 مرد است !
چقدر مرد شدن زمان می برد !
انتظار با عمل ؛ آرمانی است که اشک دلتنگ را پاکی راه ظهور می کند.
ضمن تبریک میلاد بزرگ دادورز دادگستر حضرت بقیت الله الاعظم (عج) ترجمه زیارت آل یاسین را به صورت نظم به منتظران آن حضرت تقدیم می کنم.(شاعرش را نمی شناسم)
سلامٌ علی آل یاسین، سلامم تو را                به دعوت‌گرِ حق، معلَّم نشان خدا
سلامم به تو درگه و حاكم دین حق                  به تو جانشین خدایم، به یاری محقَّق
سلامم به نیكی تو را باشد ای حجت الله         كه هستی نشانگر به اذنش به حكم الاه
سلامم به قاری به معنی، كتاب خدا                به روز و به شب دائماً این سلامم تو را
سلامم به تو از خدا باقیِ بر زمین                    به عهد خدایی كه بست و بشد محكمین
سلامم تو را وعده‌ای كو ضمانت شده             سلامم تو را پرچمی كو به قامت شده
تویی دانش جاری، تو رحمت تویی دادرس        تو پیمان صادق تو باشی به حق نِی عبث
سلامم به تو آن زمانی كه بر پا خاستی           به آن گه كه بر پا نشستن همی خواستی
سلامم كه خوانی كتابت بیانش كنی               سلامم نمازت كه خوانی قنوتش كنی
سلامم زمان ركوعت تو را سجده‌ات                 به تكبیر و تهلیلت از من تو را رهروَت
سلامم ستایشگریّت به اَستَغفرت                  سلامم به تو صبحگاهان سلامم به شامت
سلامم به شب درلباسی كه پوشانده است سلامم به روز آن زمانی كه پیدا شده‌ست
سلامم تو را ای امامی كه امن خدایی             سلامم تو را اولین حاجت كبریایی
سلامم به تو با تمامیّ تسلیم‌ها                      تو شاهد به من بر شهادت به پیغام‌ها
كه مربوب ربّم كه خالق وَ تنها خداست             محمد رسولش، حبیبش به عبدی رواست
گواهم حسن حجتش، بر حسینِ علی             به چارُم به حجت علی بنِ ابن علی
زبانم محمد علی را تو حجت بدان                    تو جعفر محمد به پاكی تو حجت بخوان
و موسی بن جعفر همان خوانده بود                كه بعدش علی الرضا حجتش مانده بود
محمد علی و علی بن او حجتند                      كه حجت، حسن دومین، بعد اویش نهند
شهادت دهم كان تویی حجت الله                    همه اول آخر، به رجعت حقیقت، به گاه
به روزی كه نفعی ندارد به ایمانِ دل                  نبُد بهرش ایمان و احسانِ پیشین خجل
شهادت دهم بر حقانیّت مرگ و موت               به ناكر، نكیر و به روزی كه فریاد و صوت
به اینش كه حق است عدالت به میزان رسید  به خاطر به دل نقشی از واقعه شد كشید
شهادت دهم با وجودم به حق بودنش              خدایم بصیر است و حق جنّت و دوزخش
به وعدِ بهشت به حقّت شهادت دهم               به دوری كه خواندی زِ آتش به حق سر نهم
چد بد طالعی منتظر، سوی طغیانگرت             سعادت همایی به بالین فرمانبرت
بمانم به به عشقت به آنچ از تو بردم گواه         به دوریّ از دشمنت، دشمن رو سیاه
كه بر حق همان‌ها كز آنان رضایت به دل           فرو برده‌ی خشم تو باطلان را به گِل
فضائل بود آن‌چه را بر بیان خواندیَش                 و منكر همان‌ها كه از مكتبت راندیَش
و اینك دلم باشدش مؤمن كوی دوست            نگارم، قرارم، و یكتا خدایم هموست
دلم با رسول است و حبّ ولیّ                         به تو عصمت و عترت و اهل بیت علی
تو را یاورم با همه پیكرم این ‌چنین                    تویی حاجتم نزد پروردگار همه عالمین
===============================================
http://saaid.net/twage3/083.gif

دانلود دعای فرج ( اینجا )

کلیپ زیارت آل یاسین ( اینجا)
دانلود زیارت آل یاسین ( اینجا )

 دانلود کتاب الکترونیک شرح زیارت آل یاسین – نسخه پی دی اف – ۷۳۹ کیلوبایت

  دانلود کتاب الکترونیک شرح زیارت آل یاسین – نسخه فشرده شده (زیپ) – ۵۷۰ کیلوبایت

متن سوره یاسین همراه با ترجمه فارسی (اینجا)
دانلود سوره یاسین با صدای مرحوم عبدالباسط (اینجا)


متن زیارت آل یاسین همراه با ترجمه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
طبقه بندی: فرهنگی، شعر و ادب و طنز،
برچسب ها: زیارت آل یاسین، ترجمه منظوم زیارت آل یاسین، شعر،
برخی پیش نیازهای ارتباطات و هماهنگی در سازمان
ارسال در تاریخ شنبه 2 مرداد 1389 توسط محمد امامی
محمد امامی: سهولت ارتباطات در سازمان یكی از ضرورت هایی است كه سازمان های پویا و مدیران آگاه هرگز از آن غفلت نمی كنند. جریان یافتن انواع ارتباطات سهل و آسان كاركنان با یكدیگر، مدیران با یكدیگر، كاركنان و مدیران با یكدیگر، اعضای سازمان با افراد و گروه های خارج از سازمان و ... می تواند فعالیت های سازمان را در رسیدن به اهداف خود روان و ساده ساخته و در این فرایند همه از كار خود و نتایجی كه حاصل می شود لذت ببرند.
گرچه ارتباطات از طریق سامانه های شبكه ای، ویدیوكنفرانس، تله كنفرانس، نشریه داخلی و اقدامات متنوع اطلاع رسانی در سازمان از اهمیت خاصی برخوردار است ، اما در این مجال قصد داریم بیشتر به زمینه ها و پیش نیازهای ارتباطات چهره به چهره فردی و جمعی در سازمان بپردازیم.
یكی از زمینه هایی كه برای این جریان ارتباطی در سازمان ضرورت دارد، فضاهای مناسبی است تا امكان برقراری چنین ارتباطاتی را فراهم سازد.

http://www.atenshop.com/images/products/products_top_20090513155154.jpg

گرچه بسیاری از سازمان ها فضای لازم را برای برقراری ارتباطات فردی تامین می نمایند، اما گاهی مشاهده می شود برخی سازمان ها بدون توجه به چنین نیازی، از پیش بینی، تدارك و تجهیز فضاهای لازم برای برقراری ارتباطات چندنفره، گروهی و نشست های جمعی كوچك و بزرگ غفلت می ورزند.
برقراری نشست های جمعی، با حضور مسئولان یا كاركنان یك حوزه یا كاركنان و مدیران چند حوزه با یكدیگر، نقش بسزایی در ایجاد هماهنگی در سازمان دارد، لذا افزون بر اینكه مدیران باید نسبت به اجرای دو وظیفه مهم مدیریت كه «ارتباطات» و «هماهنگی» می باشد توجه كافی داشته باشند، به نظر می رسد باید نسبت به زمینه ها و امكانات فیزیكی لازم برای برقراری ارتباطات و هماهنگی در سازمان نیز حساس بوده و تسهیلات آن را فراهم آورند.
برخی ارتباطات به فضاهای خلوت و بدون سر و صدا و ایمن از لحاظ انتقال صدا نیاز دارد تا افراد با اطمینان از ایمن بودن آن، به راحتی بتوانند به اهداف ارتباطی خود نایل شوند.
برخی ارتباطات، با توجه به ویژگی های محتوایی و زمانی،  به فضاهای كافی متناسب با تعداد ارتباطگران یا حاضران در نشست، تسهیلات رفاهی نظیر نور، وسایل سرمایشی و گرمایشی، میز مناسب، صندلی راحت، ایزوله بودن از نظر صدا، آب خوردن نیاز دارد.
برخی ارتباطات متناسب با نوع و اهداف آن به ابزارهای ارتباطی و كمك ارتباطی خاصی نیاز دارد. برخی از این نیازها   عبارتند از: كاغذ، قلم، تلفن، سیستم صوتی، رایانه و نرم افزارهای خاص، امكان ارتباطات شبكه ای و دسترسی به اینترانت و اینترنت، سیستم ویدیو دیتا پروژكتور، ویدیوكنفرانس، پرده اسلاید، پرده های تاریك كننده فضای اتاق، میكروفون های ثابت، بی سیم و سیار، چراغ های لیزری، وایت برد و ماژیك و تخته پاك كن، سیستم ضبط صوت و تصویر  و ...
تمهیدات لازم برای هر یك از انواع ارتباطات در سازمان می‌تواند زمینه ی مناسبی را برای ارتباط موثر فراهم آورد و فرد و سازمان را به تحقق اهداف نزدیك سازد و غفلت از این مهم به ناكارآمدی ارتباطات منجر شده و آن را بی تاثیر می سازد.
در عصری كه فناوری های متنوع و متعدد ارتباطات و اطلاعات عرصه های گوناگون حیات اجتماعی ما را درمی نوردد، افزون بر ضرورت شناخت و به كارگیری این فناوری ها، از یادنبردن اهمیت ارتباطات چهره به چهره و تجهیز سازمان ها به امكانات مورد نیاز این فرایند معجزه گر ، ضرورتی غیر قابل انكار است كه غفلت از آن آثار نامطلوبی برجای خواهد گذاشت.



طبقه بندی: فرهنگی، ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: ارتباطات، ارتباطات چهره به چهره، هماهنگی، ارتباطات جمعی، سازمان، فناوری های ارتباطی، فضاهای ارتباطی،
نادیا؛ دوربینی که فکر می کند،پس شما به خودتون زحمت ندهید
ارسال در تاریخ شنبه 2 مرداد 1389 توسط محمد امامی

nadia-narenji_ir.jpg

نادیا نوید دهنده روزهایی است که دوربین به شما خواهد گفت که چگونه عکس های بهتر و زیباتری بگیرید.

 شاید به مذاق برخی خوش نیاید، اما به نظر می رسد با پیشرفت های دوربین دیجیتال، روز به روز تاثیر عامل انسانی در گرفتن عکس های زیبا و چشم نواز کمتر می شود. امروزه بسیاری از تنظیمات و عواملی که برای تهیه یک عکس هنری مورد نیاز هستند، برای دوربین از پیش برنامه ریزی شده اند: ترکیب بندی (Diagonal compositions). کنتراست رنگها. تنظیمات شاتر و دیافراگم برای عکاسی در حالات مختلف. پس زمینه و پیش زمینه و ...  nadia03_narenji_ir.jpg

خب، قدم منطقی بعدی در دنیای دوربین های دیجیتال چه می تواند باشد؟ آندره کوپرسنین، طراح آلمانی نادیا را طراحی کرده است. یک دوربین دیجیتال سیاه کوچک دارای یک موتور زیبایی شناسانه و رابط کاربری ساده که کیفیت هنری صحنه پیش روی دوربین را ارزیابی می کند. صفحه نمایش پشتی دوربین هم به جای نشان دادن پیش نمایش عکسی که می خواهید بگیرید، تنها عددی را بر حسب درصد نشان می دهد. این عدد مشخص می کند تا چه اندازه قواعد عکاسی در عکسی که می خواهید بگیرید، رعایت شده اند و از نظر نور، موقعیت و عوامل دیگر وضعیت مناسبی دارد. با تغییر مکان و زاویه دوربین، این عدد تغییر می کند و با قرار گرفتن در موقعیت مناسب این عدد به ۱۰۰ نزدیک خواهد شد. آنگاه شما می توانید عکس ایده آل و مناسبی داشته باشید.

 البته این فقط یک ایده اولیه است و هنوز راه درازی تا تبدیل شدن به یک محصول کاربردی و مشتری پسند دارد. اما دور از ذهن نیست روزی دوربینی داشته باشیم که هنگام عکس گرفتن بگوید: «کمی به چپ، کمی دوربین را بالاتر بیار، یه ذره سر دوربین رو بده پایین. آهان خوبه، حالا عکس بگیر»
  fastcodesign
-----------------------------
منبع: وبلاگ نارنجی




طبقه بندی: فناوری اطلاعات و ارتباطات،
برچسب ها: دوربین، عکس،
۱۰ راه حل جالب برای مدیریت سیم ها و کابل های مزاحم
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1389 توسط محمد امامی

تقریباً همه گجت های دیجیتال ما سیم ها و کابل های مختلفی برای شارژ شدن و یا اتصال به کامپیوتر و... دارند. همچنین اغلب ما دل خوشی از وجود این کابل های مزاحم در اطراف میز کار خود نداریم. اما فعلاً راهی برای حذف این کابل ها وجود ندارد؛ پس بهتر است به جای غر زدن راهی برای نظم دادن انها پیدا کنیم.

01-cablesmaino-narenji-ir.jpg

در ادامه ۱۰ ابزار خلاقانه برای مدیریت و نظم دادن به سیم ها و کابل های مزاحم را مشاهده کنید:


ادامه مطلب
طبقه بندی: فناوری اطلاعات و ارتباطات، عمومی،
برچسب ها: مدیریت سیم ها و كابل ها، نظم، راه خلاقانه، خلاقیت،
بروشور ششمین كنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران
ارسال در تاریخ چهارشنبه 30 تیر 1389 توسط محمد امامی
ششمین كنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران 19 و 20 آبان ماه سال جاری در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار می شود.
این كنفرانس كه با حضور متخصصان روابط عمومی برگزار می شود، با رویكردی نو مبتنی بر پاسخ به نیازهای عملیاتی و كاربردی شركت كنندگان  با شیوه هایی متفاوت شكل خواهد گرفت.

(بروشور این کنفرانس را از
اینجا دریافت کنید)



طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: روابط عمومی، ششمین کنفرانس، متخصصان روابط عمومی، تهران،
از روابط عمومی چه خبر؟
ارسال در تاریخ سه شنبه 29 تیر 1389 توسط محمد امامی
نخستین نشست هم اندیشی روسای انجمن های روابط عمومی برگزار شد
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 تیر 1389 توسط محمد امامی
http://www.reporter.ir/archives/kamalipour.jpg
دكتر كمالی پور: روابط عمومی باید الگو باشد تا مؤثر باشد

به مناسبت 25 اردیبهشت ماه هفتمین سالگشت درگذشت دکتر حمید نطقی پدر روابط عمومی ایران، نخستین نشست هم اندیشی روسای انجمن های روابط عمومی کشور برای بررسی راه های همکاری و افزایش تعامل و ایجاد پیوندی عمیق تر با یکدیگر برگزار گردید.
در این نشست، دکتر یحیی کمالی پور رییس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو، طی سخنانی با اشاره به این مطلب که «روابط عمومی باید الگو باشد تا موثر واقع شود» تصریح کرد: انجمن های روابط عمومی باید چتری برای حمایت از روابط عمومی های کشور بگسترانند تا همگان در سایه آن آرامش پیدا کنند.
وی افزود: همه ما باید ضمن ایفای نقش فردی خود به جمع هم بیندیشیم تا بتوانیم به هدف واحد و حرفه ای خود دست پیدا کنیم.
دکتر کمالی پور گفت: با همت و خرد جمعی هر کاری شدنی است. اگر بخواهیم جزیره ای و با ذهنیت منفی عمل کنیم، هیچ گاه جهش حاصل نخواهد شد شاید پراکندگی بیشتر هم بشود.
رییس دپارتمان ارتباطات دانشگاه پوردو اظهار داشت: توسعه و پیشرفت زمانی به دست می آید که ما باورمان را عوض کنیم و بپذیریم که همه دارای توانمندی هایی هستند که سبب تعامل و هم افزایی بیشتر می شود.
وی با اشاره به این مطلب که همه مشکلات کشور ریشه فرهنگی دارند، تاکید کرد: تا نتوانیم با یکدیگر همکاری و تعامل کنیم و اعتماد دوجانبه ایجاد نشود موفق نخواهیم بود.
دکتر کمالی پور در پایان گفت: ما امروز بیش از هر زمان دیگری باید به دنبال اعتماد دوجانبه باشیم زیرا اعتماد اساس ارتباطات و دوستی ها است. روابط عمومی ها و رسانه ها وظیفه دارند این اعتمادسازی را انجام دهند.
شایان ذکر است در این نشست که به ابتکار انجمن متخصصان روابط عمومی و با حضور نماینده انجمن متخصصان روابط عمومی استان یزد برگزار شد، روسای انجمن های روابط عمومی ایران، دیدگاه ها و نقطه نظرات خود را مطرح نمودند و در رابطه با استمرار برگزاری این نشست به توافق رسیدند.



طبقه بندی: ارتباطات اجتماعی،
برچسب ها: روابط عمومی، هم اندیشی، انجمن های روابط عمومی، متخصصان روابط عمومی، دكتر یحیی كمالی پور، الگو، تعامل،
مثنوی شهادت: شعری از قادر طهماسبی
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 تیر 1389 توسط محمد امامی
سبکباران خرامیدند ورفتند                            مرا بیچاره نامیدند ورفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند                     ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند                       فغانها کردم اما بر نگشتند
اسیر و زخمی و بی دست وپا من                  رفیقان این چه سودا بود با من؟
رفیقان رسم همدردی کجا رفت                     جوانمردان جوانمردی کجا رفت
مرا این پشت مگذارید بی تاب                        گناهم چیست پایم بود در خواب
اگر دیر آمدم مجروح بودم                               اسیر قبض وبسط روح بودم
در باغ  شهادت  را  نبندید                               به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند ورفتند                                مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم                                دعا کردند سرگردان بمانم
شهادت نردبان آسمان بود                              شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را                             چرا بستند راه آسمان را
مرا پایی به دست نردبان ماند                         مرا دستی به بام آسمان ماند
تو بالا رفته ای من در زمینم                            برادر رو سیاهم شرمگینم
مرا اسب سپیدی بود روزی                            شهادت را امیدی بود روزی
در این اطراف دوش ای دل تو بودی                  نگهبان دیشب ای غافل تو بودی
بگو اسب سپیدم را که دزدید                          امیدم را امیدم را که دزیدید
مرا اسب چموشی بود روزی                          شهادت می فروشی بود روزی
شبی چون باد بر بالش خزیدم                         بسوی خانه ی ساقی وزیدم
چهل شب راه را بی وقفه راندم                      چهل تفسیر ساقی نامه خواندم
ببین ای دل چقدر این قصر زیباست                 گمانم خانه ساقی همین جاست
دلم تا دست بر دامان در زد                             دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نو میدی به در کوفت                   نگاهم میخ در قفل قدر کوفت
چه درد است این که در فصل اقاقی                 به روی تشنگان در بسته ساقی
بر این در وای من قفلی لجوج است                بجوش ای اشک هنگام خروج است
در میخانه را گیرم که بستند                            کلیدش را چرا یا رب شکستند؟
من آخر طاقت ماندن ندارم                              خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟                        در لطف تو تا کی بسته باشد؟
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم                         بیا این بار، محکم تر بکوبیم
مکوب ای دل به تلخی دست بر دست              در این قصر بلورآخر کسی هست
بکوب ای دل که اینجا قصر نور است                  بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم                       من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که معبودم کریم است                 مرا از در زدن هر چند بیم است
بکوا ای دل که جای شک و ظن نیست             مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گرچه ستار العیوبند                              گدایانی که محبوبند خوبند
بکوب ای دل مشو نومید از این در                     بکوب ای دل هزاران بار دیگر
دلا پیش آی داغت را ببویم                               به گوشت قصه ای شیرین بگویم
برون آیی اگر از حفره ناز                                   به رویت می گشایم سفره باز
نمی دانم بگویم یا نگویم                                 دلا بگذار تا حالا نگویم
ببخش ای خوب امشب ناتوانم                        خطا در رفته از دست زبانم
لطیفا رحمت آور من ضعیفم                            قوی تر از من است امشب حریفم
شبی ترک محبت گفته بودم                            میان دره ی شب خفته بودم
نی ام از ناله شیرین تهی بود                           سرم بر خاک طاقت سر نمی سود
زبانم حرف با حرفی نمی زد                             سکوتم ظرف با ظرفی نمی زد
نگاهم خال در جایی نمی کوفت                       به چشمم اشک غم پایی نمی کوفت
دلم در سینه قفلی بود محکم                          کلیدش بود در دریاچه غم
امیدم گرد امیدی نمی گشت                          شبم دنبال خورشیدی نمی گشت
حبیبم قاصدی از پی فرستاد                            پیامی با بلور ی می فرستاد
که می دانم تو را شرم حضور است                  مشو نومید اینجا قصر نور است
الا   ای  عاشق  اندو هگینم                            نمی خواهم تو را غمگین ببینم
اگر آه تو از جنس نیاز است                               در باغ شهادت باز باز است
نمی دانم که در سر این چه سوداست             همین اندازه می دانم که زیباست
خداوندا چه درد است این چه درد است             که خارای دلم را آب کرده است
مرا ای دوست شرم بندگی کشت                   چه لطف است این مرا شرمندگی کشت
--------------------------------
قادر طهماسبی ( فرید )

ادامه مطلب
طبقه بندی: شعر و ادب و طنز،
برچسب ها: مثنوی شهادت، قادر طهماسبی، فرید، سبكباران خرامیدند و رفتند، شعر، كجایند مردان بی ادعا،
دل نوشته ی شعبانیه
ارسال در تاریخ سه شنبه 22 تیر 1389 توسط محمد امامی
دل نوشته شعبانیه به نام خدای خبیر
ان الله یدافع عن الذین آمنوا
خدایا ؛
پیك عشق از راه رسید و با حلول شعبان المعظم، جلوه گری خورشید وجود حضرت امام حسین (ع) ، حضرت امام سجاد (ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع)  و حضرت بقیت الله الاعظم (عج) را بر جهانیان بشارت داد.
ای كه به احوال خلق دانایی؛
 فرصت مغتنمی است تا با تو درد دل كنم و با توسل به موالید عزیز این ماه سراسر نور و روحانی، در برابر وجود بی نیازت خاضعانه سفره ی دل كویری ام را كه تشنه ی محبت توست،  باز كنم.
ای كه بهترین مدافع مومنانی؛
ای كه خطاپوش و مهربانی؛
تو كه به دلها آگاهی، و خود می دانی به چیزی جز تعالی نظام جمهوری اسلامی نمی اندیشم، به حرمت و منزلت تنها لحظه ای از حضور ناچیزم در عرصه های دفاع مقدس و به حرمت خون شهیدان همسنگرم تو را قسم می دهم از لغزش های ناخواسته ام درگذر و مرا در آخرت با شهدا و امام راحل (ره) و در دنیا با راه آنان محشور و مانوس فرما.
ای خدای بینا و خبیر و بصیر؛
تو خود شاهدی كه اگرچه فضای آلوده و غبارآلود دنیای سیاست و  نیز طبع خطاكار و غفلت ورز انسان، بروز خطا یا اشتباه را بر من و دیگران تحمیل كرده، اما هماره دل در گرو اسلام، انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و امام راحل (ره) داشته ام و در حد وسعم از 15 سالگی، چه پیش از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی و چه در زمان دفاع مقدس و چه پس از آن، به رغم مرارت های آن، تلاشی وافر داشته ام و حتی برای لحظه ای جز تحقق آرمان های انقلاب اسلامی آرزویی نداشته ام.
خدایا؛
می دانی و آگاهی كه تلاش هایم گرچه نه در حد شكوفاترین وجه، بل به قدر وسع و همت مقدر، هماره با عنایت و لطف و كرم تو قرین گشته و با موفقیت ها و تشویق هایی از سوی دست اندركاران و مسئولان امور روبرو بوده است.
ای خدای رحیم و رحمان و رئوف؛
سختی و مرارت و رنج بیش از این را بر این بنده ات مپسند و بخشش و كرم و رافت و آسانی را بر من فرو فرست.
خدای قادر و توانا؛
نظام جمهوری اسلامی و اسلام و مسلمانان را از گزند هرگونه آسیب و حادثه ناگوار و تفرقه و تشتت و نفاق و درگیری داخلی مصون و محفوظ دار و مردم ما را در دستیابی به آرمان های مقدس انقلاب و شهدا یاری رسان.
ای خدای راهبر و راهنما ؛
مرا در برابر گناهان و نافرمانی از خودت مصون دار و به راههای خیر و صلاح و راههای خودت رهنمون باش و زنده بدار و در راه خودت بمیران.
ای خدای قهار؛
هرگونه ستم و ستمگری، ظلم و بی عدالتی، تحجر و واپسگرایی، دروغ و دروغگویی و نفاق و دورویی  را در كشور ما و سایر بلاد اسلامی محو و نابود و ستمگران و متحجران و دروغگویان و منافقان را رسوا بفرما.
ای خدای مهربان؛
دلهای مردم ایران را به هم مهربان و نزدیك فرما و راههای اصلاح، عدالت، پیشرفت و تعالی را بر ما بگشای.
یكم شعبان المعظم 1431
22 تیرماه 1389



طبقه بندی: فرهنگی،
برچسب ها: دل نوشته، شعبانیه، خدایا،
الهی ... بصیرمان كن
ارسال در تاریخ یکشنبه 16 خرداد 1389 توسط محمد امامی
زاهد اگر امر به معروف می كنی
طوری بكن كه قلب گنهكار نشكند !

گاهی توقف، فرصت خوبی است برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راه پیش رو
گاهی برای رسیدن باید ایستاد...

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم
بصیرمان كن تا از مسیر برنگردیم
و آزادمان كن تا اسیر نگردیم...



طبقه بندی: فرهنگی،
برچسب ها: دعا، امر به معروف، بصیرت،
(تعداد کل صفحات:14) [...] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [...]